چه تکنولوژی می‌خواهید یاد بگیرید؟

نظرات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

آپدیت روزانه

بیش از 1500 مطلب آموزشی

نیازهای روز

زنگ تفریح: برنامه‏‎‏نویس و مهندس

برنامه‎‏نویس و مهندس، در یک مسافرت هوائی بر حسب اتفاق یک مهندس و برنامه‎نویس در کنار یکدیگر نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلی با همدیگر بازی داشته باشیم. مهندس که تمایلی به بازی نداشت، با کمال احترام عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را بر روی خودش کشید. برنامه‏نویس دوباره گفت: بازی سرگرم کننده‌ای است، من از شما سوال می‎کنم و اگر شما جوابش را نمی‏دانستید 5 دلار به من بدهید و برعکس.

مهندس مجدد گذر خواست سپس رویش را برگردانید تا خوابیش ببرد. اما پیشنهاد بعدی برنامه‌نویس شخص مهندس را بر این بازی وا داشت، پیشنهاد 50 دلاری در صورتی که برنامه‌نویس قادر به پاسخ آن نباشد و 5 دلاری در صورت عدم پاسخ دادن مهندس. برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح نمود: فاصله زمین تا ماه چقدر است؟ مهندس بدون اینکه کلمه‌ای بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلاری توافق شده را بیرون آورد و به برنامه‌نویس داد، حال نوبت خودش بود. مهندس گفت: آن چیست که اگر از تپه بالا رود سه پا دارد و وقتی پایین می‌آید 4 پا.

برنامه‌نویس با نگاه تعجب آمیر به مهندس، به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت. تمام اطلاعات موجود در سیستم را بررسی کرد، سپس کتابخانه‌های آنلاین را مورد جستجو قرار داد اما حاصل تلاش بی فایده بود، سپس به همکارانش نامه الکترونیکی فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با چند نفری به صورت زنده تماس صوتی / تصویری برقرار نمود ولی آنها هم نتوانستند کمکی کنند. در نهایت بعد از چند ساعت گشت و گذار در اینترنت مهندس را از خواب بیدار کرد و بر اساس توافق 50 دلاری را از جیبش که بیرون آورده بود به مهندس داد، مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگردانید تا بخوابد. برنامه‌نویس که همچنان درگیر مسئله بود مهندس را تکان داد و گفت: خوب جواب سوال چی بود؟ مهندس دوباره بدون اینکه چیزی بگوید دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگردانید و خوابید...

امید نصری

0 نظر:

تعداد دیدگاه‌های کاربران : 0 دیدگاه
مهمان گرامی! برای ارسال نظر نیاز است وارد سایت شوید.


You must log on to comment.